ادبيات

سالار عشق

Posted on

عرضه روشن از حضور روشنی دشت اما از شقایق می نشاند از پس پندار بارانی عشق سایه های اشک می گردد ایان رود گریان شرمسارم از اینکه عشق ناتوان مانده برای بندگی زندگی جاریست در دستان او آن که مانده بر سر دلدادگی صحنه خالی گشته از پیغام نور خاک بوی.عطر یاران میدهد آسمان آشفته […]