حكايت « سايت شهيد گرجي

بایگانی دسته‌ی ‘حكايت’ دسته‌ها

نامه اي از طرف خدا

امروز صبح که از خواب بيدار شدي، نگاهت مي کردم، اميدوار بودم که با من حرف بزني، حتي براي چند کلمه، نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،از من تشکر کني، اما متوجه شدم که خيلي مشغولي، مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي، وقتي داشتي اين طرف و […]

بیشتر »