پایان آمریکا…! « سايت شهيد گرجي

سايت شهيد گرجي: اين سايت در زمينه تحليل اخبار دفاع مقدس و اتقلاب و ساير زمينه هاي ممكن فعاليت خواهدداشت

پایان آمریکا…!

end

end

بیش از یک دهه پیش از این من موسسه استانبری و تحقیقات سرمایه گذاری(Stansberry & Associates Investment Research) را تاسیس کردم که اکنون به یکی از بزرگترین و شناخته شده ترین شرکت های تحقیقاتی و سرمایه گذاری جهان تبدیل شده است و به صدها هزار نفر از 120 کشور جهان خدمات ارائه می کرد. شما ممکن است شرکت ما را به خاطر کارهایی که در چند سال اخیر انجام داده مثل کمک به سرمایه گذاری برای جلوگیری از بلای ناشی از سقوط وال استریت انجام داده است بشناسید من موفقیت تجربه وال استریت را ناشی از این می دانم که ما معتقدیم بحرانی حتی بزرگتر در کمین است. بحرانی که پایه های اصلی امریکا را متزلزل خواهد کرد. برای همین در ماه های گذشته مقدار قابل توجهی پول و زمان صرف تهیه این مقاله کرده ام. به طورخلاصه می خواهم در مورد رویدادی خاص که در آینده ای بسیار نزدیک در امریکا رخ خواهد داد صحبت کنم که می تواند کشور ما را و شیوه زندگی ما را به آسیابی متوقف، تبدیل کند . زمانی که این بحران آغاز می شود من انتظار شورش در خیابان ها، دستگیری هایی در مقیاس بی سابقه و قانون های سختی که توسط ارتش ایالات متحده اجرا می شود را دارم . قصد من از نوشتن این مقاله ترساندن شما نیست . من به سادگی تحقیقاتی را دنبال می کنم که نتیجه منطقی خواهد داشت. آنچه می خواهم بگویم برای بسیاری از مردم ، دموکرات ها ، جمهوری خواهان و … بسیار بحث برانگیز خواهد بود. حدس من این است که شما پس از خواندن این مطلب می گویید به هیچ وجه! به هیچ وجه اتفاق نمی افتد. همانطور که هیچ کس حرف من را سه سال پیش باور نکرد وقتی گفتم موسسات غول وام دهنده های رهنی Fannie Mae و Freddie Mac به زودی ورشکسته می شوند. و هیچ کس باور نکرد وقتی پیش بینی کردم جنرال موتور به زودی ورشکسته خواهد شد. اما دوباره این دقیقاٌ همان چیزی است که اتفاق خواهد افتاد…

آیا این بزرگترین خطری است که آمریکا تا به حال با آن مواجه بوده است؟

من معتقدم که ما امریکایی ها شاهد فروپاشی بسیار بزرگ در نظام پولی ملی و همینطور مسیر زندگیمان خواهیم بود. در واقع برای سال های زیادی دولت ما پول های زیادی قرض گرفته (اغلب به صورت وام های کوتاه مدت)که به زودی ما حتی قادر به پرداخت سود و بهره آن هم نخواهیم بود. من به عنوان یک شخص متخصص در امور حسابداری و تحقیقات مالی این را می گویم. شما ممکن است فکر کنید که اوضاع اقتصادی امریکا به این بدی هم نباشد پس این حقیقت ساده را از انجمن ملی تورم در نظر بگیرید: حتی اگر تمام شهروندان امریکا 100% درآمد خود را مالیات می دادند باز هم بودجه فدرال را به تعادل نمی رسانند. اما هنوز ناچار به قرض گرفتن هستیم حداقل برای حفظ وضع موجود!
من هیچ جای دیگری گزارشی این چنین ندیده ام معمولاٌ من وقتی چنین مطالعه ای روی اعداد می کنم که بخواهم به خوانندگانم توصیه ای برای کسب و کار و یا سرمایه گذاری بکنم ولی اخیراٌ بیشتر زمان را صرف نگاه کردن به ترازنامه های مالی می کنم چون وقتی سیستم بانکی در سال 2008 سقوط کرد تمام بدهی های سنگین توسط دولت های بزرگ جهان جذب شد. برای مثال زمانی که فانی می و فردی مک در تابستان سال 2008 ورشکسته شدند دولت امریکا به سادگی با ضمانت پرداخت تمام بدهی ها واکنش نشان داد. از آن زمان این شرکت ها میلیارد ها ضرر و زیان مالی را گزارش داده اند. بله شما امروز هم می توانید وام بگیرید. می توانید وام مسکن دریافت کنید و فردی و فانی هنوز هم در کسب و کار هستند ولی هزینه های مرتبط با تامین این برنامه از وزارت خزانه داری ایالات متحده امریکا تامین می شود و این هزینه ای بسیار بالا است. این تلفات میلیاردی و تعهدات خصوصی در حال حاضر به عهده دولت امریکاست. مشکل این است که قبل از این بحران هم دولت امریکا عمیقاٌ در بدهی بود. با هر تعهد اضافی ما بیشتر و بیشتر غرق در بدهی می شویم. پایان این زمانی است که ما دیگر حتی توان پرداخت بهره بدهی را هم نخواهیم داشت.
با توجه به محاسبات محافظه کارانه من(استفاده از اعداد و ارقام دفترکنگره بودجه) فرض بدهی های دولت امریکا اجتناب ناپذیر است ولی غیر متعارف نیست. تنها دست آویزی که دولت امریکا را نجات داده است، قدرت منحصر به فرد کشورمان در چاپ بی رویه پول است و این تنها سلاح قابل استفاده در شرایط بحران اقتصادی است. آمریکا تنها کشور بدهکار دنیاست که می تواند به صورت قانونی دلار چاپ کند و دلار امریکا چیزیست که به عنوان ارز ذخیره جهانی شناخته می شود. دلار اساس سیستم مالی جهان است. چیزی است که بانک ها در مقابل وام هایی که می دهند، ذخیره می کنند. این رازی است که بسیاری از سیاستمداران آن را درک نمی کنند.
مسئله ای که با آن روبه رو هستیم دولت امریکا به هرشکل نمی تواند ورشکسته شود چون به سادگی می تواند پول چاپ کند که بدهی هایش را بدهد. ( از مارس سال 2009 در حال انجام است) این در ابتدا خوب به نظر می رسد. تا وقتی که می توانیم پول چاپ کنیم چه چیزی برای نگرانی باقی می ماند؟ خوب اجازه دهید من به شما نشان دهم. همانطو که تا به امروز می دانید امریکا تنها کشوری در جهان است که برای واردات نیازی به پرداخت ارز خارجی ندارد. بگذارید بگوییم مثلاٌ شما آلمانی هستید و می خواهید از عربستان سعودی نفت بخرید. شما نمی توانید پول نفت را با یورو پرداخت کنید زیرا نفت به دلار قیمت گذاری شده است! پس اول باید دلار بخرید سپس نفت بخرید! این بدان معناست که ارزش پول یورو برای دولت آلمان بسیار مهم است. برای حفظ ارزش آن آلمان باید تولید حداقلی نسبت به مصرف جهانی داشته باشد. درغیر این صورت ارزش ارزشان شروع به سقوط می کند و استاندارد زندگیشان کاهش می یابد و اما در امریکا ما بدون اینکه نگران بدست آوردن پول باشیم تا آنجا که دلمان می خواهد می توانیم مصرف کنیم چون دلار های ما در همه جای دنیا پذیرفته است. برای دهه ها ما مجبور نبودیم هیچ چیزی تولید کنیم و یا چیزی صادر کنیم تا تمام دلارهایی را که لازم داریم که با آن تمام نفت مصرفیمان را بخریم را تامین کنیم. تنها کاری که لازم بود بکنیم این است که پول را قرض بگیریم. نگاهی به این چارت بیاندازید(میزان استقراض دولت فدرال تا سال 2010)

در مدت کوتاهی با تمام این بدهی های رو به افزایش، دولت باید بازپرداخت بدهی های خود را با چاپ دلارهای نو آغاز کند. تاثیر این موضوع کم کم احساس می شود و این زندگی ما را به سمت غیر ممکن رهبری می کند. بیایید فقط به قیمت نفت فکر کنیم دسترسی به نفت ارزان اولین امتیاز مثبت امریکا به دلیل دسترسی به ارز ذخیره جهان است و این باعث شده گاز در ایالات متحده امریکا از هر نقطه دیگری ارزان تر تولید شود. قیمت گاز در سال های اخیر سر به فلک کشید ولی در امریکا هزینه بسیار کمتری بابت گاز مصرف می شود. اگر دیگر قیمت نفت به دلار محاسبه نشود، قیمت نفت برای امریکایی ها مثل موشک به هوا پرتاب خواهد شد و این ظرف یک شب زندگی امریکایی ها را تغییر خواهد داد. سفر هواپیمایی بسیار گران خواهد شد، هزینه تاکسی و حتی هزینه های کشاورزی بسیار بالا خواهد رفت. به طور ناگهانی هر کاری که می کنیم گران تر خواهد شد. فقط به یاد داشته باشید تنها چیزی که برای بالا رفتن ناگهانی قیمت ها باید اتفاق بیافتد این است که سایر کشورها ترجیح بدهند پرداخت هایشان را با ارزی به جز دلار امریکا انجام دهند.
دلار امریکا برای دهه ها ارز جهانی بوده است. بنابراین اکثر امریکایی ها هیچ سرنخی از عواقب از دست دادن این وضعیت ندارند. ممکن است فکر کنید این اتفاق هرگز نمی افتد. ولی این اتفاق همیشه وقتی کشور ها در بدهی غرق می شوند یا بیشتر از تولیدشان مصرف می کنند می افتد. این اتفاق برای بریتانیا در دهه 1970 افتاد. چیزی که اتفاق افتاد این بود که هر کسی که در انگستان 1 استرلینگ بریتانیا داشت یک شبه 14% فقیر شد و قیمت ها به طرز عجیبی بالا رفت و این بالا رفتن قیمت ها در سالهای آتی نیز ادامه خواهد داشت و اینگونه یکی از بدترین دهه های دوران تاریخ معاصر بریتانیا رقم خورد.
اتفاقی که برای ارز بریتانیا افتاد حالا برای دلار ایالات متحده امریکا می افتد. ارزش مبادله ارز دلار امریکا در سال جاری 8% کاهش یافته است و نرخ کاهش آن در حال رشد است و نه تنها قیمت نفت و گاز افزایش روز افزون خواهد داشت بلکه تمام چیزهایی که ما مصرف می کنیم گران تر خواهد شد. تلویزیون،کامپیوتر، اتوموبیل، مواد غذایی و …
در برابر چشمان ما قیمت طلا در زمان بحران 85 درصد افزایش داشت. قیمت مس بیش از 170% از سال 2009 افزایش داشته است و قیمت پنبه فقط در چند ماه گذشته 80% افزایش داشته است.

عوض شدن دلار به عنوان واحد پول جهان عواقب فاجعه بار دیگری هم خواهد داشت. تقاضای دلار در کشور های دنیا کاهش خواهد یافت و این خود باعث افزایش بسیار زیاد نرخ بهره وام ها خواهد شد. به جای گرفتن وام مسکن با نرخ بهره خیلی کم 4.5 درصد، شما 8 یا 10 یا حتی 15% بهره پرداخت خواهید کرد.. تصور کنید چه تاثیری رو قیمت مسکن خواهد داشت!
قیمت سهام به احتمال زیاد در عرض چند هفته 40% افزایش پیدا خواهد کرد . هزینه تامین موارد مورد نیاز برای هر کسب و کار در امریکا چند برابر خواهد شد . هیچ کس قادر به دریافت وام نخواهد بود و هیچ بانکی وام نخواهد داد. خلاصه بگویم که هنگامی که دلار امریکا جایگاهش را به عنوان ارز ذخیره جهانی از دست بدهد باعث رکود وحشیانه اقتصاد خواهد شد که 10 ها برابر بدتر از بحران وام مسکن 2008 خواهد بود.
یادتان باشد که در صد سال اخیر بحران بدهی های دولت سایه سیاهش بر سر کشورهای آلمان، روسیه،اتریش، لهستان،آرژانتین، برزیل، شیلی، اوکراین، ژاپن و چین هم افتاده و من باور دارم که به زودی در امریکا هم اتفاق خواهد افتاد. خوب حقیقت این است که این بحران در حال حاضر در سطح محلی و دولت اتفاق می افتد. با توجه به گزارشات مرکز اولویت های سیاسی و بودجه مرکزی واشینگتن دی سی حداقل 46 کشور با کسری بودجه عظیمی برای سال 2011 مواجه خواهند بود و این در حالی است که هنوز راهی برای جبران کسور سال 2010 پیدا نکرده اند. به گزارش این مرکز کل کسری بودجه دولت به 160 میلیارد دلار خواهد رسید. بسیاری از ایالت ها در سال های گذشته از کمک های فدرالی استفاده کرده اند که در حال حاضر این کمک ها از بین رفته است. پس این دولت نا امید چه کار می خواهد بکند؟ شما احتمالاٌ پیشنهادات آن ها را باور نخواهید کرد.
فروش همه چیز. برای مثال ایالت آریزونا در اوایل سال جاری اعلام کرد که قصد فروش املاک متعلق به دولت به ارزش 735 میلیون دلار را دارد. دولت ساختمان های مقننه، مجلس سنا و مجلس نمایندگان، برج کاپیتول و حتی زندان ها را برای فروش گذاشته است. البته با قرارداد اجاره 20ساله آن ها !
آزاد کردن زندانیان. در کالیفرنیا دولت قدم کوچکی برداشته که درهای زندان هایش را به روی هزاران زندانی باز کند و به تعدادی حدود 6500 نفر از زندانیان در سال آینده عفو بدهد. به این ترتیب آنها از 4% جمعیت زندان ها می کاهند. چیزی حدود 11% از درآمد بودجه دولت(8 میلیارد دلار)صرف سیستم کیفری میشود. باور نکردنی است که به زودی در ایالت های دیگر از جمله نیویورک ممکن است همین کار را بکنند.
بیمه عمر.در ایالت جوریا دولت سیاست دهقان مرده را به کارمندان خود پیشنهاد می کند. وقتی کسی جان خود را از دست می دهد پول بیمه عمر او به خانواده او نخواهد رسید بلکه صرف برنامه هایی چون هزینه های بیمه و بدهی های بازنشستگی می شود. این فوق العاده است اینطور نیست؟
وقتی شما این حقایق را خواندید با من هم عقیده می شوید که به روزهای پایانی دلار نزدیک می شویم. چین از هرکشوری روی زمین بیشتر دلار دارد ولی بدون اینکه اقتصادش ضربه ای بخورد در حال بیرون کردن دلار از اقتصاد خود است. دارایی چین از دلار در سال 2009 به اوج خود رسیدولی در حال حاضر با بالاترین سرعت ممکن در حال تخلیه دلار از بازار های خود است. HSBC یک از بزرگترین بانک های مکزیک دیگر به شما اجازه نمی دهد دلار سپرده گذاری کنید. من باور دارم آنها نمی خواهند با دلارهای بسیار زیاد گیر بیافتند وقتی ارزش دلار رو به کاهش است. به گزارش رویترز در سال 2008 در یکی از بزرگترین مراکز توریستی اروپا همین اتفاق افتاد. رسانه های ارز در آمستردام مشتریانی را که می خواستند دلار خود را به یورو تبدیل کنند را رد کرده اند. همینطور ایران و کویت هم تمام ذخایر ارزی خود را از دلار خالی کرده اند.
بسیاری از امریکایی ها نمی دانند که در برخی از ایالت های غرب در حال حاضر از ارزهای جایگزین دلار استفاده می شود. اخباری وابسته به nbc در میشیگان گزارش می دهد که نوع جدید از پول در میشیگان استفاده می شود که تقلبی نیست بلکه ارز رقیب است. برای مثال شما می توانید یک وعده غذا بخرید و یا به فیزیوتراپ بروید و پولی غیر از پول قانونی دلار بدهید. موضوعی که امریکایی ها متوجه نشده اند این است که این کار کاملاٌ قانونی است. وب سایت رسمی گروه وزارت خزانه داری ایالات متحده امریکا می گوید با توجه به قانون سال 1965 هیچ قانون فدرالی برای کسب و کار یک شخص و یا سازمان وجود ندارد که بیان کند که به عنوان مبلغ پرداخت ارز یا سکه برای خدمات قبول کنند. من در گزارشی دیدم که در حال حاضر 150 ارز محلی جایگزین در سراسر کشور وجود دارد. ایالات متحده امریکا خبر می دهد که که بزرگترین این ارزها، ارزی است به نام berkshire که در غرب ماساچوست مورد استفاده قرار می گیرد. از زمان شروع استفاده آن از سال 2006 تا کنون به ارزش 2.3 میلیون berkshire گردش داشته است و حتی در محل هایی که هنوز ارز محلی استفاده نمی شود صاحبان فروشگاه ها ممکن است ترجیح بدهند از ارزی غیر از دلار استفاده کنند. در واشینگتن دی سی برخی از فروشگاه ها پذیرش یورو را آغاز کرده اند البته که یورو هم با ثبات تر از دلار نیست.

13% از جمعیت امریکا نیازمند غذا هستند. آیا می داستید که نزدیک 42 میلیون امریکایی مشکلات عدم توانایی تهیه غذا دارند. این تعداد نسبت به سال گذشته 5/17 درصد افزایش داشته است و این تعداد در 19 ماه گذشته هر ماه رو به افزایش است. آیا واقعا یک کشور می تواند در وضعیت خوبی باشد وقتی 13% جمعیت آن نمی توانند غذا بخرند؟
43 % از خانواده های امریکایی اساساٌ ورشکسته هستند با توجه به مقاله ای که در MSN Money نوشته شده بود حدود 43% از خانواده های امریکایی بیشتر از درآمد سالانه شان خرج می کنند. خانواده ها به طور متوسط 8000 دلار روی کارت های اعتباریشان بدهکار هستند و ورشکستگی های شخصی در دو دهه گذشته دو برابر شده است.

و اما معمای شغل های از دست رفته. هیچ کاری ساده تر از نگاه دقیق به آمارها نیست. در سال های 1930 هرکسی که بدون کار بود اما بازنشسته نبود به عنوان بیکار در نظر گرفته شده با این حال امروزه دولت محاسبه آمار بیکاری را با شمارش عده ای که مزایای بیکاری دریافت می کنند انجام داده و به این ترتیب نرخ بیکاری در واقع کاهش پیدا می کند. بیکاری واقعی خیلی خیلی بیشتر از آن چیزی است که دولت اعلام می کند.

امروزه تعداد کمی از امریکایی ها می دانندکه بعد از ژاپن ما دومین نرخ بالای مالیات شرکتی در جهان را داریم. پس چرا کسی که می خواهد کسب و کار جدیدی را شروع کند امریکا را انتخاب کند وقتی می تواند با صرف هزینه کمتر و پس انداز کردن بیشتر آن پول در جای دیگری کسب و کارش را آغاز کند؟ پس این هم یک دلیل خوب دیگر برای جلوگیری از دلار امریکا.
اگر می خواهید بدانید که در ایالات متحده امریکا چگونه همه چیز دیوانه وار است کافیست حالت عجیب و غریب بازار مسکن در لاس وگاس را دنبال کنید. روزنامه نیویورک تایمز خبر می دهد که ساختمان جدیدی در شهر ساخته شده که 1000 خانه جدید خالی دارد. به ناگهان مردم عادی پرداخت اقساط وام های مسکن خود را متوقف می کنند. به همین ترتیب قیمت متوسط مسکن از سال 2006 بیش از 60% کاهش می یابد. سازندگان محلی بدترین کارهایی را که می توانند انجام دهند را ادامه می دهند و آن ساخت خانه های بیشتر است. سناریوهای شبیه به هم در حال شکل گرفتن است. البته این ممکن است در آمار و ارقام خوب به نظر برسد اما وضعیت آینده بسیار نزدیک را بدتر خواهد کرد. هرکسی با هر میزان درک و اشراف نسبت به مسائل و معادلات اقتصادی متوجه شده است که دلار امریکا به روزهای پایانی خود نزدیک است و این پیامد های بسیار بدی خواهد داشت که امریکایی های معمولی هنوز آن را در نظر نمی گیرند.

Porter Stansberry
Founder, Stansberry & Associates Investment Research
December 2010

برای ارسال دیدگاه، شما بایستی وارد شوید .